در دلم حک شده ای دوست دو صد دفتر عشق
سر یار است کشش می بردم کشور عشق

خسته دوری راهم نکند همچو خلیل
پشت پایی بزنم بر خود و بر آذر عشق

از خودی یاد نیارم که ز خود بیخود شد
هر که یک جرعه بخورد آب طهور بر عشق

خضر با آن عظمت سجده بر آن خاکی زد
تا که شد محرم اسرار و گدای در عشق

جذب دل می کشد آن کس که خدایش خواند
ذکر یار است که بر سر نهد او افسر عشق

عشق زاییده حب گشت و محبت کن بیش
تا که در عبد شوی سروری محضر عشق

والیا مرغ هما سایه رحمت گسترد
قاف را می نگرم هاله شده در پر عشق


ادامه مطلب

تاريخ : جمعه 17 آذر 1396 | Array | نویسنده : ولی اله بایبوردی |
ارسال نظر
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :