مفردات

سه شنبه 22 اسفند 1396
Array
ولی اله بایبوردی
18: تعداد بازدید

1

عالم از دیدن رویت مست اند
فارغ از هر دو جهان رخت بستند

 2

یا رب تو خودت به درد من کن چاره
بیچاره منم به درگهت دل بسته

 3

چون نور تو را ببینم و شاد شوم
شب ها به سحر عبادتت مشغول ام

 4

صبح تا عصر کنم شکر خدا
که کند قلب مرا پر ایمان

 5

با خدایم به هر کجا چه نکو
لحظه ای نیستم جدا از او

 6

جنگ ایران و عراق گشته پدید
خاک میهن با شکوه است ای سعید

 7

دستت که به چشم رفت خواهی دانست
آنکاه به خنده ات پشیمان باشی

 8

برای آخرت نزدیک شدیم ما
کلید گنج را صاحب شدیم ما

 9

اگر عالم بداند رازهایم
نشاید عیب گیرند از نمایم

 10

به نعمت لطف کن حتی به یک نان
که باشد نعمتی از قطره خوان

 11

به خون عزیزان و اشک دلان
صدایی به پا خواست هان در جهان

 12

به چشم خود ببینید راز جان را
به دنبالش رویم با دست پر ما

 13

زمانی در فنای تو نشستم
ندانستم کجا رفت دل نشانم

 14

به چشم خود ببین قشر زمین را
در آن یابی وجودت را چو گوهر

 15

وجودت کیمیا گشته در عالم
نمی دانم کجا هست راز دلبر

 16

نوای عشق هر کس را شنیدی
جوانی رفت پی پیری چه دیدی

 17

آمد آن طفل عظیم از بطن پاک آمنه
جمع گشته حوریان دور و بر آن خردسال

 18

ندای آسمان صد لاله خون شد
گل و شبنم دچار عشق خون شد

 19

حبیبت را بخوان با شوق لیلی
چه باشد نام او چون نام لیلی

 20

بیا از میکده پیش نعیمان
بگو راز جهان را مرگ مردان

 21

به بلبل گو گرفتارم عزیزا
کجا باید روم فارغ ز گل ها

 22

بوی عطر یاسمن آمد سحر
یار یر مهر و محبت در سفر

 23

نام مردان در جهانی گشت پدید
تا که نام او به ابراهیم رسید

 24

دست والای خدا بالای دست
قدرت ایمان ببین و بند رخت

 25

در این دنیا همه هستیم عاشق
به درگاه بلند شاه خالق

 26

ای که در غفلت به خواب افتاده ای
چشم برزن لاله ای پر در شوی


ارسال نظر
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به اشعار سروده شده ولی اله بایبوردی است. | طراح قالب: آوازک